<
نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 1827


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
نظرات 0

برای خودت دعا کن که آرام باشی.

وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد.

برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛ 

آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمان کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.

برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی....

 

تعداد بازدید از این مطلب: 172


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
نظرات 0

کاترین کبیر «ملکه ی روسیه»

تاریخ عامه درباره ی زندگی او وابسته به شهوت کاترین کبیر دوم امپراطوریس روسیه زیاده روی کرده است. از آنجا که او عشاق فراوان داشته است. اشتهار او به شهوت پرستی، استعداد و نفوذ او را به عنوان یک رهبر تحت الشعاع قرار داده است. کاترین کبیر فرماندهی روشنفکر و ترقی خواه بود و کاری را که پطر کبیر آغاز کرده بود به انجام رساند؛ یعنی تبدیل روسیه که کشوری بالنسبه عقب مانده بود به مملکتی نیرومند  و یک بازیگر در صحنه ی بانفوذ سیاست های اروپایی.

کاترین به نام سوفی اوگوستا فردریکا کاترین، شاهزاده ای در ایالت آنهالت زربست، یکی از بسیاران ایالت کوچک و مستقلی بود که بعدها جذب امپراطوری آلمان شدند. او دختری جسور ومبتکر و باهوش بود. مربی فرانسوی او کاترین را به روش کلاسیک فرانسه تربیت کرد و به او آموخت که هیچ قدرتی را دربست نپذیردو به قضاوت صحیح و عقل سلیم متکی باشد.

در سال 1739 کاترین با نوه ی پسرعمویش پطراولریچ که نوه ی پطرکبیر امپراطور روسیه بود ملاقات کرد که وارث تارج و تخت روسیه بود. با وجود رفتار غریب و بچگانه ی پطر، کاترین چنانکه بعدها در خاطراتش نوشت، کم کم احساس کرد که سرنشت او اینست که با این نوه ی پسرعموی خود ازدواج کند. برای اینکه این ازدواج صورت بگیرد، جلب موافقت و همدستی امپراطوریس الیزابت مادر پطر و دختر پطر کبیر که ملکه ی روسیه بود، ضروری به نظر می رسید. الیزابت در جستجوی وراثتی برای تاج وتخت روسیه پس از شوهرش بود. اما نمی خواست وصتی شاانه با کشوری که آنقدر توانا باشد که بعدها بتواند مشکلات شاهانه با کشوری که آنقدر توانا باشد که بعدها بتواند مشکلات دیپلماتیک بوجود آورد، برقرار کند. به نظر می رسید سوفی، شاهزاده ی یک ایالت کوچک آلمانیف انتخاب مناسبی باشد. در سال 1744 از سوفی دعوت شد با مادرش به روسیه برود و خود را برای ازدواج آماده کند.

کاترین کبیر-زنان موفق

کاترین کبیر-زنان موفق

دربار روسیه ای که سوفی 15 ساله کشف کرد، برحسب استانداردهای اروپای غربی، چندان متمدن نبود. درباریان بدون آداب دانی و فتار شایسته اغلب کثیف بودند. چنانکه شاهزاده خانم جوان بعدها نوشت: به راحتی می شد شرط بست و برنده شد که نیمی از درباریان خواندن نمی دانستند و کاملا مطمئن نیستم که یک سوم آنها قادر به نوشتن بودند. ملکه ی الیزابت گاهی حاکم مطلق و مستبد و گاهی به طور متعصبانه متدین بود. سوفی سعی کرد خود را به ملکه الیزابت نزدیک بکند، به آموختن زبان روسی پرداخت و تعلیمات مذهبی ارتدکس روسی را فراگرفت. در مراسم غسل تعمید نام خود را به کاترین آلکسی یونا تغییر داد و حتی با شوهر آینده اش با شور و علاقه در بازی با سربازهای اسباب بازی شریک می شد. سرانجام محبت و موافقت الیزابت را جلب کرد و در سال 1745 با نوه ی پسرعویش پطر ازدواج کرد که در آن موقع به لقب گراندوک پطر ملقب شده بود.

در مقابل سهل انگاری ها و رفتار احمقانه ونابالغ شوهرش، کاترین کبیر اوقات خود را با مطالعات فراوان، مخصوصان خواندن آثار ولتر و منتسکیو پر می کرد و درباره ی شرایط زندگی روسیه کسب آگاهی می کرد. او همچنین با عشاق فراوانش عشق می ورزیند که یکی ا زآنها به نام سرگی سالتی کت احتمالا پدر فرزندش پل است که ملکه الیزابت فورا او را به عنوان وارث تاج و تخت پذیرفت ودستور داد او را برای مقامی که باید بر عهده بگیرد تربیت کنند. تلاش های موفقیت آمیز کاترین برای اینکه یک روس کامل بشود، او را محبوب سیاستمداران و جناح های نیرومند سیاسی و نظامی کرد که مخالف رفتار بوالهوسانه و دور از قاعده ی همسرش بودند. درسال 1762 پس از مرگ امپراطوریس الیزابت، کاترین و گروهی از دسیسه کاران زیر نظر معشوق او کنت گریگوری اورلو تزار جدید را از مقام خود خلع کردند. کاترین از این سرباز خانه به آن سرباز خانه می رفت تاپشتیبانی ارتش را کسب کند. گروه های پشتیبان او خیلی زود کنترل پایتخت سنت پترزبورگ را به دست گرفتند. پطر پس از آن مغشوش و بی دست و پا بود که بتواند کوششی مصممانه برای حفظ قدرت خود بکند. از سلطنت کناره گرفت و در منزل خود تحت مراقبت خاص قرار داده شد.

هفت روز بعد اعلام شد که او بر اثر خونریزی فوت کرده است اما در اقع او به وسیله ی افسران گارد کاترین خفه شده بود.

کاترین کبیر سلطنت خود را با کمک متفکرین روشنفکر با روحیه ی اصلاح گری آغاز کرد. او اصلاحات فرهنگی و آموزشی بسیاری در کشور به انجام رسانده دانشگاه های جدید بناکرد ونخستین مدارس دخترانه را درروسیه بنا نهاد. تجارت وبانکداری روسیه را مدرنیزه کرد. خودش عاشق پرشوری برای هنر و ادبیات بود و برخی مباحثrmBoundarygwz1UJ04T61SQ8Ne
Content-Disposition: form-data; name=”jj”

 

تعداد بازدید از این مطلب: 379


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
نظرات 0

مراثی ی بی پایان

 

محمد ایوبی

 

انتشارات نسیم دانش

عود : پیرزنی که طاقت مرگ پسر جوانش را نداشت .

من و پرنده و پیچک : مرد یاد دوران کودکی افتاده است وقتی به عشق پیچ ها روی پشت بام رفته و پرنده های مرده را دیده.

چشم میشی غمگین من کاونده در دیو: دیو مرگ از کوچکی همراه پسر است و کسی او را نمی بیند .

صبوری : مرد به یاد دوران کودکی اش و خاطرات آن روزها افتاده .

I am not , I was : مردی که قبل از هر حادثه بد رگ دستش می پرد .

سفر : سه نفر آمده اند تا مرد را به سفر ببرند .

باد مسافر در دگرگونی عمیق سفر : مادری که از چادرش ستاره می ریخت .

سرطان : مرد سرطان دارد و از زندگی نا امید است .

پشت پنجره باران : مصلح برادر معید می خواهد با او سوار لنج شود .

شفقت بر ایوب پیامبر : ایوب پیامبر دیگر طاقت دیدن و شنیدن رنج ها را ندارد .

بهترین شنونده دنیا : مرد شوهر زنی را که زمانی دوستش می داشته دعوت کرده و از وی می خواهد به حرف هایش گوش کند.

خوب چندتایی رمان از آقای ایوبی معرفی کردم و این بار سراغ داستان های کوتاهشون رفتم . متوسط بود . مثل قبل همون حالت روایتگر و قصه گوش را دوست داشتم گرم صحبت می کنه . اما نویسنده داستان کوتاه نیست داستانش به نظرم بلنده و گاه موضوع تو موضوع خیلی جاها به نظرم لحنش می شکنه یا مسیر قصه بد عوض می شه و در مجموع ساختارش را نمی پسندم.

در مورد آقای ایوبی باید بگم مدتی مسئول ادبی روزنامه سلام بودند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

هی بچه جون ، دریا به بچه ها دس نمی ده ، تنش سخت میشه واسه ی بچه ها ، مثل آهن ، اذیت می کنه ، مرد آب نمی تونه هر کسی باشه !

 

به این ترس عادت کرده او و چه قدر کثیف است که به ترس عادت کنی !

 

من تو را دعوت کرده ام که حرف بزنم ! از کسی حرف بزنم که حالا زن تو است و زمانی دوستش داشتم و زمانی می شناختمش و زمانی رنگ عسلی چشمهایش را در نور خورشید بو می کردم و نگاه می کردم .

تعداد بازدید از این مطلب: 160


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
نظرات 0

امروز کتابخوانى و علم ‏آموزى، نه تنها یک وظیفه‏ ى ملى، که یک واجب دینى است.

براى یک ملت، خسارتى بزرگ است که افراد آن، با کتاب سر و کارى نداشته باشد.

آیت الله خامنه ای

تعداد بازدید از این مطلب: 184


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
نظرات 0

مقدمه

انسان دارای مجموعه ای از نیازها و غرایزی است که ارضاء نشدن و یا نقص در ارضای هر کدام از آن ها موجب تزلزل در شخصیت می گردد و ازدواج، بهترین پاسخ به این غریزه است. رهبانیت و پس زدن این غریزه هم کار صحیحی نمی باشد، چون جز تشنگی سیری ناپذیر و تنوّع طلبی و اضطراب، چیز دیگری در پی نخواهد داشت؛ بنابر این باید به ضرورت تأمین نیاز جنسی توجّه نمود، اما نه تنها از بعد مادّی و جسمانی. با تأمین صحیح این غریزه، نه تنها فرد از لحاظ روانی و اخلاقی به آرامش می رسد، بلکه جامعه نیز از سلامت اخلاقی و امنیت روانی و پایدار برخوردار خواهد شد. به هر حال، ازدواج نقطه آغاز شیرین زندگی مشترک زن و مرد است. امروزه در جامعه ای زندگی می کنیم که نمی توان برخی واقعیات را نادیده گرفت. ارتباطات ناسالم و یا برخی ازوداج هایی که انجام گرفته، بر اساس معیارهای غیر عاقلانه و غیر دینی بوده که سرانجامی جز جدایی و طلاق، کلاهبرداری و سوء استفاده جنسی و مالی، شیادی و هرزه گری و... در برنداشته است و بلای خانمان سوز جامعه و خانواده ها شده است. در اینجا بنابر ضرورتی که تا حدودی گریبانگیر جامعه به ویژه در فضای مجازی شده است؛ انواع ازدواج ها، به ویژه «ازدواج اینترنتی(E-Marriage)» خوبی ها و کاستی ها و آسیب های آن را بررسی می کنیم.

انواع ازدواج

1. ازدواج احساسی

برخی از دختران و پسران در جوامع امروزی، به ویژه در جوامع شهری، بر اساس احساسات و یا نظر اول به طرف مقابل خود-پسر یا دختر- با نشان دادن چراغ سبز، و با زبان بی زبانی و جملات عاشقانه و رمانتیک به تدریج عاشق و شیفته یکدیگر شده و برنامه ازدواج را بر اساس احساس طراحی می کنند. اینگونه ازدواج ها بر اساس معیارهایی از قبیل چهره، ثروت، پرکردن خلاء عاطفی، عدم اعتماد به نفس و عطش جنسی انجام می شوند و در حقیقت زوج های جوان در مرحله آشنایی پیش از ازدواج به دور از تفکر منطقی و با احساسات زودگذر تصمیم می گیرند و وارد زندگی مشترک می شوند. به مرور زمان، بعد از فروکش کردن هیجان های آتشین، متوجه اشتباه احساسی خود می شوند. زیرا بر اساس احساس و ظاهر! تصمیم گرفته شده نه از روی عقل و خرد. نهایت اینکه؛ پدران، مادران و یا نزدیکان آنها؛ از روی دلسوزی و نصیحت، به کمک چنین زوج های احساساتی می شتابند. ناگفته پیداست غالبا این نوع پیوندها؛ که منشا آن عشق و احساس بوده است؛ هرگز توصیه نمی شود و پایدار نیستند و به تدریج رنگ می بازند.

2. ازدواج عاشقانه

این نوع ازدواج کمی از ازدواج های احساسی بالاتر است. دختر و پسر هر دو یکدیگر را دوست دارند و به یکدیگر اظهار علاقه می کنند و به عهد خود پایبندند. آنان سعی می کنند رفتارهای کودکانه نشان ندهند و حالت های عاشقی را تمرین کنند. بالاخره با اصرار، ازدواج و پیوند، بین هر دو انجام می شود. هر کسی هم که آنها را می بیند و یا از ازدواج آنها با خبر می شود. این گونه قضاوت می کند که هر دو یکدیگر را دوست دارند، اگر بد باشند برای خودشان بدند اگه خوبند برای خودشان خوبند.

3. ازدواج عاقلانه

این نوع ازدواج بر اساس اصول اعتقادی، دینی و مذهبی، رعایت نظم اجتماعی و توجه به بافت جامعه و خانواده های طرفین انجام می شود. اگر احساسی هم در این ازدواج باشد معمولا به تدریج به سمت و سوی عقل پیش می رود. ازدواج هم که صورت گرفت یک ازدواج شرعی و یک قرارداد اجتماعی و توجه به بافت جامعه دینی و خانواده های طرفین انجام شده است. هر دو بسیار پایبند و مقید به رعایت حقوق و وظائف زن و شوهری هستند. انتظار دختر و پسر از این ازدواج درک منطقی متقابل از یکدیگر است.

هر کسی هم که از این ازدواج با خبر می شود قضاوت خوبی درباره آنها دارد و به عنوان یک زوج موفق یاد می کنند. و گزافه نگفته ایم که بهترین ازدواج همان، ازدواجی است که عاقلانه و آمیخته از حس عاشقانه است. ازدواجی که با عقل آمیخته شده و همراه با عشق و احساس باشد. در واقع این نوع ازدواج، را شرع مقدس اسلام بر آن صحه گذاشته و تاکید نموده که در محدوده قانونی شریعت بگنجد، نه فراتر از آن.

4. ازدواج اینترنتی(زن اینترنتی و شوهر اینترنتی)

پیدا کردن شریک زندگی مناسب یکی از مهم ترین اتفاقات زندگی در جوامع مختلف محسوب می گردد. ازدواج اینترنتی (E-Marriage) مفهوم جدیدی است که از دهه نود، وارد ادبیات عام آی تی شد. طرفین با استفاده از قابلیت های موجود در رسانه مالتی مدیای وب، همدیگر را شناخته و پس از تبادل اطلاعات متنی، صوتی و تصویری با یکدیگر، زمینه برای برقراری یک آشنایی در محیطی غیرمجازی فراهم می شود و در نهایت امر، رضایت طرفین است که اساس ازدواج را شکل می دهد. به عبارتی دیگر؛ امروزه تنها با فشار دادن چند کلید می توان عضو پایگاه و سایتی شد که هزاران نفر از نقاط دنیا برای یافتن دوست یا شریک زندگی، در آن عضو شده و وبگردی می کنند. با فراگیر شدن اینترنت در دنیا، استفاده از اینترنت و شبکه های دوست یابی، یکی از پرطرفدارترین شیوه های دوست یابی است و ایرانیان هم از این مقوله مستثنی نیستند تأسیس سایت های مخصوص دوست یابی و چت روم های ایرانیان، هواداران زیادی به ویژه در میان جوانان دارد.

در گذشته ای نه چندان دور دختر و پسر در محیطی مبتنی بر اطلاعات و ارتباطات، امر شناسایی افراد و برقراری لینک تعاملی جهت شناخت زوجین از یکدیگر، تنها بر مبنای رفتارهای سنتی و بومی خانواده ها یا آشنایی های دیگر صورت می گرفت. با استقرار شبکه های اطلاع رسانی، کاریابی، خرید و فروش و آموزش از راه دور و گسترش فازهای مختلفی از بسته های دولت الکترونیک در کشورهای مختلف جهان، آرام آرام، زمینه برای شکل گیری ازدواج هایی بر مبنای وب، فراهم شد. کلبه های الکترونیکی جدیدی که در قالب دهکده جهانی مک لوهان کانادایی در حال شکل گرفتن است، مختصات مناسبی برای روی دادن ازدواج با بستر های الکترونیکی و جهت بخشی به فرهنگ های ملل با رویکردهای پست مدرنیسم، پدیدار کرده است که به عقیده برخی کارشناسان جامعه شناسی، خیلی هم نباید به فال نیک گرفته شود.

ابزارهایی فرهنگ ساز

ابزارهایی که فرهنگ ساز هستند و به ایدئولوژی های انسان ها شکل و جهت می دهند، به خودی خود ساخته نمی شوند. ساختارهای هدفمند و هوشمندی، با طرح ریزی مبانی علمی و عملی فراگیری، قصد به وجود آوردن سلاح هایی برای هدایت فرهنگ های مختلف ملل را دارند. این مقاصد، براساس خواسته های تعریف شده و در محدوده زمانی و مکانی معین و در قالب تابعی با متغیرهای رفتارهای متنوع شکل می گیرد.

هر ابزاری برای انهدام، ترغیب، تهدید و تهییج مبانی فکری و عقیدتی هر ملتی، متفاوت است. ابزارهای فرهنگ ساز، ابزارهایی هستند که با شناخت حداکثری از ظرفیت ها و پتانسیل های فرهنگ های محلی، بومی و ملی کشورها، قصد هدایت آرام آنها را به سمت و سوی مشخصی در نظر دارند. امروزه، بنا به گفته متخصصان جامعه شناسی و ارتباطات، ابزار رسانه ها و در صدر آن رسانه های آی تی مدار را به عنوان یکی از برترین ابزارهای موثر در زمینه فرهنگ سازی برشمرده اند. این ابزار می تواند در وسعتی گسترده و با تحت تاثیر قراردادن حجم زیادی از مخاطبان، بیشترین اثربخشی فکری و رفتاری را بر روی مخاطب ایجاد کرده و با ظرفیت های مالتی مدیا و فراگیر، زمینه بروز فرهنگ هایی که امروزه از آنها به فرهنگ های سایبرنتیکی یاد می کنند، فراهم کند.

امروزه یک میلیارد کاربر باسواد، علاقه مند و با جامعه آماری متنوع از ملل مختلف، در بزرگترین رسانه آن لاین جهان، جمع شده اند و روزانه هزاران گیگابایت داده را بر روی صفحات وب منتقل می کنند.

در بین میلیون ها داده ای که مورد تبادل قرار می گیرد، پست الکترونیک، انجمن های تخصصی متنی و مسنجرهای صوتی و تصویری، بیشترین حجم بازدید کاربران و بالاترین میزان استفاده از ابزارهای آی تی را به خود اختصاص داده اند. این ابزارها، حامل و حاوی پیام هایی هستند که بسیاری از آنها به دلیل ضریب اثربخشی رسانه ای و ارتباطی خود، به تنهایی یک ابزار فرهنگ سازی قوی به شمار می روند. فرهنگی که ماحصل محیط های گفت وگو است، تا حدی فرهنگ مبتذلی است که نرم های یک ارتباط صحیح و منطقی در عالم غیرمجازی، آن را تایید نمی کند. مبتذل شدن این چنین ارتباطاتی، به معنای فساد اخلاقی نیست! بلکه متغیرهای اثرگذار که نوع نگارش، گفتار و عقاید کاربران تالارهای کنفرانس اینترنتی را شکل می دهد، به دلیل نبود حس فیزیکی و شناخت حداقل کاربران از یکدیگر، در تبیین شاخص های انسانی محیط سنتی با مشکل روبه رو می شوند.

فضاهای ازدواج اینترنتی

محیط هایی از قبیل اپل تاک، چت یاهو، گوگل و برخی از محیط های گفت وگو و دوست یابی متنی و تصویری فارسی، امروزه قرارگاه عاشقان چت دوست و وبگرد ایرانی به شمار می رود. گستردگی و فراگیری این نوع ارتباطات، هر روز در سایت های معتبر و حتی خبری اینترنت تبلیغ و ستایش می شود. اگر چه چنین بسترهایی، در تمرکز شناخت کاربران مختلف با یکدیگر موثر است، اما از سویی، نمونه های آشکار نقض حقوق کاربران زن را به همراه دارد.

انتقال ناخواسته تصاویر و متون مختلف، هک سیستم کامپیوتری کاربران زن و تشویش و مخاطراتی که برخی از کاربران ناقض حقوق سایبر، برای این دسته از کاربران به وجود می آوردند، از نمونه های چنین نقض حقوقی در سایه تمایلات ازدواج اینترنتی! تلقی می شود. به هر حال شاید در آینده ای نزدیک، همان طور که تاکنون جندین دادگاه الکترونیکی در کشور تشکیل شده است، شاهد دفاتر رسمی ازدواج و طلاق در اینترنت باشیم، اما به هر حال، در آرمانی ترین شرایط الکترونیکی دهکده جهانی، و با همه خوبی ها و بعضاً کاستی هایی که فناوری نوین برای ما به ارمغان آورده است، البته برخی مراکز رسمی و غیررسمی در دنیا، بانک اطلاعات الکترونیکی همسریابی را برای علاقه مندان فراهم کرده اند، تا آنها بتوانند با مراجعه به این مراکز، اطلاعات حداقلی را نسبت به فرد مورد نظر خود انتخاب کنند و بر روی آن به تحقیق بپردازند. اما این روش نیز با وجود آن که بستر ارتباطی آن الکترونیکی و شاخص های ارتباطی طرفین با یکدیگر، آی تی مدار است، باز هم حکم نهایی ازدواج را، رفتارها و اعتقادات فارغ از محیط مجازی(سنتی) تعریف و تبیین می کند که باید به آن توجه داشت.

آسیب شناسی ازدواج اینترنتی از دیدگاه متولیان دینی و فرهنگی

احکام اسلامی همواره بر این ضرورت تاکید دارند که تشکیل خانواده باید با درایت و آگاهی صورت گیرد چرا که بی توجهی به این امر از قوام این نهاد که اساس جامعه را تشکیل می دهد کاسته و زمینه ساز بروز مشکلات متعددی می شود. ازسویی دیگر؛ با اینکه اتکا به اینترنت و فضای مجازی ممکن است در نگاه اول آسان ترین راه همسر یابی تلقی شود ولی واقعیت آن است که فضای نامطمئن مجازی نمی تواند ملاک دقیق و قابل اعتنایی برای یافتن یک شریک دایمی به حساب آید. ارزیابی های اولیه نیز حاکی از آن است که خیلی ها در مراحل اولیه به قصد دوستیابی به این کار مبادرت کرده و به تدریج علایق ناشی از احساسات ناپایدار تمایل به تداوم رابطه و در نهایت ازدواج را موجب شده است. در ازدواج های اینترنتی دو طرف از یکدیگر به شناخت درستی نمی رسند و درصد بالایی از حرف هایی که رد و بدل می شود دروغ و اغراق درباره وضعیت افراد است و ازدواج بر پایه دروغ و احساس شکل می گیرد که پس از ازدواج همه این دروغ ها رنگ می بازد و زوجین واقعیات را درمی یابند و به همین دلیل همان طور که ازدواج کرده اند، زمینه جدی جدایی شگل می گیرد.

این نوع ارتباط زمانی می تواند به یک آشنایی سالم تبدیل شود که با بلوغ هیجانی هر دو فرد، نظارت موسسات ذی صلاح در این امر و مشاوره متخصصان فضای مجازی همراه شود. اگر والدین از دریچه منع به این وسیله ارتباطی نگاه کنند قطعا فرزندانشان به شکل دیگری آسیب خواهند دید چرا که اینترنت واقعیت روز جامعه ماست و نمی توان این واقعیت را انکار کرد اما بدان معنا نیست که جوانان و فرزندان را در برابر ابزارهای جدید تنها رها کرد. بنابراین والدین مسئول، کسانی هستند که علاوه بر دلسوزی با بصیرت به این فناوری و خدمات آن نگاه کنند.

آیت الله مکارم شیرازی:  در مراسم اهدای جوایز به برگزیدگان مسابقه کتاب خوانی بیان نمودند: در جامعه امروز به علت گسترش حوزه معاشرت، افزایش دوستی های کاذب و اینترنتی و افزایش نفاق در روابط دوستانه، مسئله انتخاب دوست بسیار مهم است و غفلت از آن موجب پشیمانی افراد و تباهی جامعه خواهد شد.[1]

حجة الاسلام سالاری فر: عضو هیات علمی و گروه روان شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نیز در این باره معتقد است آشنایی خانواده ها با همسریابی اینترنتی، نیازمند گذر زمان به نسبت طولانی است البته درصورت فراگیری آن نیز فرهنگ حاکم بر جامعه ایران زمینه ای را فراهم می کند که خانواده ها از این شیوه استقبال نکنند و ترجیح دهند امر ازدواج را با شیوه سنتی آن پیگیری کنند. وی می افزاید: «فضای مجازی مجال خوبی برای افرادی است که به دلایلی منزوی شده اند و قادر به برقراری ارتباط اجتماعی صحیحی نیستند. بسیاری از افراد در ارتباط چهره به چهره قادر به ارایه پرسش های خود نیستند از همین رو فضای مجازی در این زمینه نیز راهگشاست. البته این نقاط مثبت به دلیل بی برنامگی و نبود مدیریت به نقطه ضعف تبدیل شده است. بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می کنند شامل گروه هایی هستند که محدودیت هایی دارند. وی بر این باور است: از آنجا که شناخت افراد در فضای مجازی نسبت به یکدیگر چهره به چهره نیست، بسیاری از کاربران درصدد فریب همدیگر برآمده و به ارایه اطلاعات غیرواقعی می پردازند که این روند نه تنها به ازدواج منجر نشده بلکه تبدیل به موضوعی سرگرم کننده می شود که بی توجهی به آن آسیب های زیادی را به دنبال دارد. این کارشناس دینی درباره ارایه راهکار درباره کاهش آسیب های همسریابی اینترنتی می گوید: ایجاد محدودیت در برخی سایت ها یکی از این راهکارهاست به این معنی که گزینه همسریابی در همه پایگاه های اینترنتی موجود نباشد و تنها برخی از سایت های دینی و فرهنگی از این امکان برخوردار شوند همچنین پرهیز از ارتباط مجازی طولانی مدت را نیز باید دیگر راهکار دانست به طوری که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتی را از یکدیگر کسب کردند، شرایط آشنایی چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازی محدود به مدت کوتاهی شود.

دکتر بهروز بیرشک: روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران معتقد است: اشکال ازدواج های مدرن در این است که در بسیاری از مواقع پسر و دختر از دید احساسی به مسأله نگاه می کنند و بدون داشتن آگاهی تن به این ازدواج ها می دهند و مشکلات آنها پس از شروع زندگی مشترک در زیر یک سقف، مشخص شده و بروز می کند.

دکتر علیرضا شریفی یزدی: جامعه شناس خانواده و عضو پژوهشگاه تعلیم و تربیت با اشاره به تفاوت های شیوه آشنایی در جامعه سنتی گذشته در ایران و جامعه مدرن امروز می گوید:...با گسترش ارتباطات واسطه ها حذف شدند و جوانان فرصت بیشتری برای آشنایی با جنس مخالف، همسن و سال خود پیدا کردند. از طرفی با پیشرفت فناوری، تمامی ابعاد زندگی تحت تاثیر قرار گرفت و امکان آشنایی دورادور افراد با یکدیگر فراهم شد.در این شیوه آشنایی به دلیل این که مواجهه فیزیکی به وجود نمی آید، افراد می توانند هویت کاذب برای خود دست و پا کنند و به طرف مقابل اطلاعات غیرواقعی دهند. این امر اولین زنجیره انحراف از اخلاقیات است که در آشنایی های اینترنتی رخ می دهد. بیشتر این قبیل آشنایی ها نه به دوستی های واقعی و نه به ازدواج می انجامد اما یک نکته را برای فرد محرز می کند و آن، این است که می تواند با هویت غیرواقعی و خود ساخته اعتماد دیگران را جلب کند. دکتر شریفی یزدی با اشاره به مطالعاتی که درباره ازدواج های اینترنتی در ایران انجام شده است، ادامه می دهد: مشاهده شده است که بیشتر، کسانی به ازدواج های اینترنتی و آشنایی در فضای مجازی گرایش دارند که امکان برقراری ارتباط و تعامل با جنس مخالف را در فضاها و محیط های متعارف ندارند.[2]

او با اشاره به ناکارآمدی اینترنت در برقراری روابط تاکید می کند: اینترنت به هیچ عنوان نمی تواند شناخت دقیق و عمیق از فرد به طرف مقابل بدهد؛ زیرا اینترنت ابزار ناقصی برای شناخت است. در برخورد فیزیکی حرکت چشم، صورت، دست و حالات افراد قابل مشاهده است. این در حالی است که چنین امکانی در اینترنت وجود ندارد. کسی که از طریق اینترنت به دنبال آشنایی با فردی است، معیار ندارد زیرا اینترنت مثل دریاست. او در واقع قلاب می اندازد و منتظر اولین طعمه می شود. هر کس آمد، طعمه اوست و او می تواند شکار کند. طبیعی است که اولین تجربه آشنایی با فردی به معنای آخرین تجربه نخواهد بود و فرد می تواند بارها و بارها زمینه آشنایی اینترنتی با افراد مختلف را فراهم و نسبت به همه ابراز علاقه کند. اگرچه اینترنت ابزار خوبی برای آشنایی است اما برای ازدواج نیاز به آشنایی خانواده های طرفین، دیدار حضوری، انجام مشاوره و در نظر گرفتن تمامی عوامل موثر در یک ازدواج که زمینه ساز شروع یک زندگی مشترک موفق است، وجود دارد. بابک سعیدی روانشناس: از جمله منتقدان ازدواج های اینترنتی است که در این خصوص معقتد است بی اعتمادی یکی از عمده ترین آسیب هایی است که زندگی زوجینی را که به واسطه آشنایی در فضای مجازی با یکدیگر ازدواج می کنند، تهدید می کند چراکه همواره این دغدغه با آنهاست که آیا همسرشان با افراد دیگری هم چت می کند. آشنایی در فضای چت روم ها بعدها در روابط زوج ها تأثیرات عمیقی می گذارد چرا که آنها در مرحله نخست برای برقراری ارتباط با یکدیگر ناگزیرند در برخی از موارد خود را بسیار ایده آل معرفی کنند اما این مساله زمان زیادی طول نخواهد کشید.

وی معتقد است که این نوع ارتباط زمانی می تواند به یک آشنایی سالم تبدیل شود که با بلوغ هیجانی هر دو فرد، نظارت موسسات ذی صلاح در این امر و مشاوره متخصصان فضای مجازی همراه شود. وی حمایت خانواده ها از فرزندانشان را راهکار مناسبی برای کنترل آسیب های ناشی از همسریابی اینترنتی می داند و می گوید: اگر والدین از دریچه منع به این وسیله ارتباطی نگاه کنند قطعا فرزندانشان به شکل دیگری آسیب خواهند دید چراکه اینترنت واقعیت روز جامعه ماست و نمی توانیم این واقعیت را انکار کنیم اما این سخن نیز به آن معنا نیست که فرزندمان را در برابر ابزارهای جدید تنها رها کنیم بنابراین والدین مسئول، کسانی هستند که علاوه بر دلسوزی با بصیرت به این فناوری و خدمات آن نگاه کنند.

مشاور عالی سازمان بهزیستی: آمار حاکی از آن است که ۹۰ درصد ازدواج های اینترنتی و ازدواج های ناشی از دوستی خیابانی به طلاق می انجامد. جوانان از این طریق ازدواج می کنند، اما بعد از تشکیل زندگی با واقعیت طرف مقابل خود آشنا می شوند که حتی در بسیاری از موارد خط زندگی آن ها عوض می شود و بسیاری از افراد پس از این گونه ازدواج ها دچار آسیب های اجتماعی می شوند که یکی از آن ها طلاق است. بسیاری به دام باندهای فریبکار و سازمان یافته می افتند که رهایی از آن ها به هیچ وجه ممکن نیست. آشنایی دختر و پسر از طریق چت معمولا احساسی و بر مبنای دروغ هایی است که دو طرف درباره خود و خانواده خود می گویند اما پس از ازدواج واقعیات مشخص می شود. کیهان نیا روان شناس در این باره به فارس گفته بود: ازدواج های اینترنتی براساس ساده انگاری،خوش بینی، هیجانات جسمی و جنسی رخ می دهد و معمولا یکی دو سال بعد از ازدواج، افراد متوجه می شوند در انتخاب خود دچار اشتباه شده اند.[3]

دکتر مصطفی تبریزی: عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی درباره کسانی که متقاضی ازدواج اینترنتی هستند، معتقد است که این افراد در رویاها و آرزوهای غیر واقعی سیر می کنند و اغلب می پندارند عشق و تمایل به ازدواج برای انتخاب همسر کافی است. در صورتی که برای ازدواج، دوست داشتن لازم است اما کافی نیست زیرا ممکن است فردی، دیگری را تا آخر عمر دوست داشته باشد اما معنی آن این نیست که می تواند با او زندگی کند. این تصور، اشتباه فاحش بسیاری از جوانانی است که با تصویری مبهم از ازدواج، عشق و دوست داشتن، همسری را انتخاب می کنند و پس از اندک زمانی متوجه اشتباه خود می شوند. در واقع باید گفت افرادی به سمت ازدواج اینترنتی می روند که معاشرت های کمتری دارند و واقعیت هایی را که می بینند، مطابق میلشان نیست. بنابراین در اینترنت به دنبال آرمان و آرزوهای خود هستند.

این متخصص روان شناسی تصریح می کند: به طور کلی سه مرحله هویت ازدواج دیده می شود که یکی در سن ۵ تا ۶ سالگی است. هویت دوم در سن ۱۲ تا ۱۴ سالگی اتفاق می افتد که یک هویت آرمانی و رویایی است و معمولا تا ۲۰ سالگی ادامه دارد. اما هویت سوم پس از ۲۱ سالگی ایجاد می شود. در این مرحله فرد باید به پختگی رسیده باشد و مراحل رشد را طی کرده باشد و گرنه ممکن است فردی ۵۰ ساله باشد اما هویت سوم در او رخ نداده باشد. معمولا انگیزه افرادی که به دنبال ازدواج اینترنتی هستند، به این دلیل در آن ها شکل می گیرد که در هویت دوم توقف کرده اند و چون در واقعیت چیزی را می بینند که مطابق میلشان نیست به این سمت گرایش پیدا می کنند.

نسرین حاجی زاده: رییس مرکز مشاوره مهرگان بر این باور است که آشنایی قبل از ازدواج مهم ترین معیار تشکیل یک زندگی موفق است بنابراین صرف نظر از شیوه انتخاب همسر، جوانان باید مبنای خود برای آغاز زندگی مشترک را شناخت صحیح قرار دهند. فارغ از جنس متقاضیان، بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می کنند شامل گروه هایی هستند که محدودیت هایی دارند؛ حالا این محدودیت ها ممکن است مربوط به مشکلات فردی، خانوادگی، ظاهری و فرهنگ حاکم بر محیط زندگی فرد باشد. این کارشناس مشاوره، با اشاره به نقاط ضعف این نوع از همسریابی می افزاید: «در فضای مجازی تضمینی وجود ندارد که اطلاعات ارایه شده توسط کاربران تا چه حد صحت دارد زیرا در بسیاری از موارد افراد ایده آ ل های خود را به طرف مقابل منعکس می کنند.

نقش دولت و متولیان فرهنگی و دینی

در کشور ما نیز دولت و متولیان فرهنگی نباید نقش انفعالی در مورد بحث های اجتماعی اینترنت نظیر ازدواج اینترنتی و آسیب های فرهنگی آی تی مدار، داشته باشد. چرا که عدم هدایت و آگاهی صحیح و فراگیر کاربران از چالش ها و حتی پتانسیل های موجود، با توجه به جمعیت جوان کشور، در آینده ای نزدیک، فناوری روز با اشکال ماهواره ای و اینترنتی خود، بسته های فرهنگی مزین شده جالبی را به فرهنگ و باورهای ملی و بومی ما تحمیل می کند که تقابل غیرهوشمندانه، آسیب های فراوانی را به امنیت اجتماعی و فکری شهروندان ایرانی خواهد زد.

نظرسنجی ها نشان می دهد در وضعیت فعلی، آسیب های ازدواج های اینترنتی باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند. شناسایی هایی که از طریق ارتباط های اینترنتی میان افراد صورت می گیرد، بیشتر مورد سوء استفاده انسان های شیاد است. ازدواج های اینترنتی نیاز به مسولیت و مراقبت دستگاه های فرهنگی و متولیان دینی این آب و خاک دارد. به ویژه خانواده ها و والدین نسبت به فرزندان خود و جوانان باید با حساسیت بیشتری این موضوع را دنبال نمایند، مبادا طعمه درندگان عاشق پیشه و عروسان گرگ صفت و افراد سودجو قرار گیرند.

سخن آخر

حذف خانواده از فرایند ازدواج و ورود سایت های اینترنتی در امر ازدواج تبعات زیادی را به همراه داشته است به طوری که ازدواج های اینترنتی این سنت مقدس را به یک داد و ستد ساده تبدیل کرده اند. در حالی که در دین اسلام و آموزه های دینی و اخلاقی حتی عرفی، ازدواج از یک قداست و اهمیت ویژه ای برخوردار است.[4] و برای ایجاد یک زندگی مشترک، افراد باید با عقل و خرد جمعی و خانوادگی، امر مهم ازدواج را دنبال نمایند. و با ارائه تجربیات کارشناسان، مشاوران، به ویژه پدر و مادر زمینه گفتگو صحیح و سالم درباره ازدواج را فراهم آورند تا دختر و پسر، همدیگر را شناخته و به تفاهم نهایی برسند. نا گفته پیداست؛ در فضای مجازی چنین فرصت های واقعی-نه مجازی- برای دختر و پسر وجود ندارد. پس باید عاقلانه ازدواج کرد، و عاشقانه زندگی کرد.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 181


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 228


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 169


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 2611


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1394
نظرات 0

آفتاب - علی زمانیان: یکی از ویژگی های جامعه ایرانی که واجد نتایج منفی در عرصه های فردی و جمعی است، میزان بسیار پایین مطالعه است. به واقع جامعه ی ایران را می توان جامعه ی بی مطالعه نام نهاد. جامعه ای که با کتاب قهر است . مردمی که ترجیح می دهند به جای خواندن، بشنوند. 

رئیس سازمان کتابخانه ملی ایران، در اردیبهشت 87 گفته است: هر شهروند ایرانی در شبانه‌روز تنها دو دقیقه از وقت خود را به خواندن کتاب اختصاص می‌دهد که این میزان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته همانند ژاپن و یا انگلیس که سرانه مطالعه در حدود 90 دقیقه در روز است و یا در مقایسه با کشورهای در حال توسعه ای همانند ترکیه یا مالزی که این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است، یک فاجعه است. آری، سرانه مطالعه در ایران چیزی در حد فاجعه است ! جامعه ی ایرانی با کتاب و خط قهر است ، این را آمارهای تایید شده و نشده گواهی می دهند. سهم هر ایرانی را از مطالعه از 3 تا 30 دقیقه برشمرده اند. مطالعه و نشر ، شرایط ناگوار و دل آزاری دارد ، این را از شمارگان کتاب می توان فهمید. کتاب هایی با هزار ، دوهزار و در نهایت سه هزار شمارگان، وضعیت نگران کننده ای را نشان می دهند. همین کتاب هایی که با شمارگان اندک چاپ می شوند ، سال ها طول می کشد تا به فروش برسند.. از این که بگذریم ، آیا کتاب های فروش رفته ، مطالعه می شوند؟ 

چرا مطالعه در ایران وضعیت ناامید کننده ای پیش رو دارد؟
 

در شرح وضعیت ناامید کننده، عللی را بیان کرده اند. از آن جمله : گران بودن کتاب، فقدان وقت کافی برای مطالعه، سرگرم شدن به مسایل جانبی و یا نبود کتاب مناسب برای سلیقه های مختلف. همه ی اینها هست اما مسئله، این ها نیست. بسیار جوانانی را در فضای عمومی می توان مشاهده کرد که ساعت ها سرگرم ارسال پیامک به این و آن هستند و فراوانند افرادی که وقتشان را به تماشای تلویزیون اختصاص داده اند. البته بطالت ، برای افراد وقتی نخواهد گذاشت. قیمت بالا ی کتاب یا کمبود وقت و یا سختی دسترسی به کتاب نمی تواند توضیح دهنده ی خوبی برای میزان پایین مطالعه در ایران باشد. حقیقتا دلایلی را که عموما برای وضع مطالعه در ایران برمی شمرند، نمی توان دلیل محسوب کرد بلکه بیشتر خرده گیری و بهانه جویی است. 

عوامل متعددی برای توصیف و تشریح وضعیت اسفبار مطالعه در ایران می توان برشمرد، مجموعه ی عوامل در هم پیچیده و غامض و پنهان شده در هزار توی فرهنگ ایرانی، که تحلیل را سخت و شناخت را با مانع رویرو می کند. باید علل واقعی را جستجو کرد و آنها را در کنار هم نشاند، روابطشان را معلوم کرد و تاثیر هر یک را مشخص نمود. در این نوشته ی کوتاه تلاش خواهد شد عللی را که عموما مورد غفلت بوده است، به بحث گذاشته شود. 

1- کتاب نمی خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی کنیم. 

مطالعه و خواندن ، در پی برآوردن نیازی و یافتن پاسخ برای پرسشی است که ذهن را به خود مشغول کرده و خواب را در ربوده است. چونان تشنه ای که جویای آب است و یک دم، یاد و نام آب او را ترک نمی کند و تا یافتن جرعه ای از پای نخواهد نشست. اگر تشنگی نباشد ، آب خواهی و آب خواری چه معنایی دارد؟ از این رو مولانا توصیه می کند: 

آب کم جوتشنگی آور بدست تابجوشدآبت از بالاوپست 

جستن آب را عطش نیاز است و خواستن ، مقدمه ی طلبیدن است. آن چه نیاز شد دیگر به توصیه و هشدار، نیازی نیست. آدم که عاشق شد، دوان دوان به سوی محبوب و معشوق خویش می دود و کسی را توان سنگ اندازی و ممانعت نیست. نیازی به کتاب نداریم، چون درون بی پرسش داریم. 

پرسش گشودگی درون به سوی معرفت است. انسان بی پرسش، گویی از ویژگی ذاتی انسان، کم گذاشته است، انسانی است که درونش را به سوی هستی و رازها بسته است. انسان بی سئوال، ظاهرا آرام است اما آرامشش از جنس جهل است. معطل گذاشتن خرد و اندیشه ای است که وجه ممیزه آدمی از سایر موجودات است. آدمی با پرسش هایش معنا می شود و هر انسانی به دغدغه های فکری و اندیشه هایش سنجیده می شود. پرسیدن، خواندن و کاوش های معرفتی، همگی نشانه ی ذهن بیدار و حساس در برابر هستی است. 

ملتی که تشنه ی معرفت و آگاهی است، مردمی که "دانستن" را لازمه ی زندگی و بودن خود می داند، البته تمهید مقدمه می کند. اما ملتی که در خود نیازی به آگاهی نمی بیند و هیچشش تشنه ی معرفت و آگاهی نیست، از در و دیوار هم کتاب ببارد لختی چشم بر کتاب نخواهد دوخت. هر کاری باید کرد تا تشنگی در کام اشباع شده اما کاذب این ملت بیدار شود. اما چرا ما تشنه نیستیم. واکاوی این پرسش می تواند بخشی از واقعیت را روشن کند. 

مهمترین علت این که چرا ما تشنه ی نیستم ، در این است که درون ما از پرسش و سئوال خالی است. مقدمه ی دانستن و شوق رسیدن به آگاهی، همانا وجود پرسش ها یی است که روح و جان را بی تاب می کند و یک دم آدمی را رها نمی کند . قرار نمی یابند و خود را به در و دیوار ذهن و ضمیر می زنند تا پاسخی بیابند وآرام گیرند. شاخک های معرفت آدمی هنگامی حساس می شود که پرسش را حق خود و بلکه مولفه ی وجودی خویش تلقی کند. آنان که صندوق خانه ی ذهن خود را در برابر هر سئوالی بسته اند و شک و پرسش را شبهه و تردید در دینداری تصور می کنند ، هیچ نیازی به جستجو و کاوش در خود احساس نمی کنند. و باز این که چرا درون ما خالی از سئوال است؟ 

چرا طلب و خواهشی در ما شکل نمی گیرد و نمی دانیم که نمی دانیم؟ 

2 - کتاب نمی خوانیم زیرا دچار خود شیفتگی فرهنگی شده ایم. 

خود شیفتگی فرهنگی و قومی سبب شده است نوعی احساس سیری و اشباع شدگی کاذب درون ما را فرا بگیرد. ما از همه برتریم . این را تاریخ و انقلاب مان به ما حقنه کرده است. شکوه تاریخی پارتیان و هخامنشیان ما را به وجد می آورد تا به خود بگوییم : هنر نزد ایرانیان است و بس. وقتی علم و هنر نزد ما است ، دیگر چه جای خواندن مکتوبات دیگران و توجه کردن به آثار و هنرهای سایر ملل است . شکوه تمدن اسلامی قرن سوم به بعد چنان افتخاری در ما ایجاد می کند که سرفرازانه و البته با تفاخر دیگران را می نگریم و جهان را ریزه خواران خود می دانیم. کم نیستند کسانی که معتقدند کشورهای پیشرفته ، علوم جدید را همگی از مسلمین و تمدن اسلامی به عاریت گرفته اند. وقتی چنین است دیگر چه جای روی آوردن به علوم دیار غرب. دانستن و خواندن از آن کسانی است که هنوز خود را محتاج می دانند. ما که ابن سینا و فارابی و رازی و ملاصدرا و ... داریم دیگر نیازی به پژوهش و مطالعه و تحقیق و تامل علمی نداریم . به تعبیری دیگر آن چه خوبان همه دارند ما یکجا داریم. 

وقتی گلی را گم کرده باشیم، به هر گل که برسیم آن را می بوییم. اما آن هنگام که بوستان حقیقت جملگی در اختیار ما باشد، جستن و بوییدن و پرسش کردن و بی تابی و خود را به در و دیوار زدن ، دیگر معنایی ندارد. کسی در جستجوی "آواز حقیقت " می دود که آن را نیافته باشد. اما واصلین به سرزمین آرامش ، سر بر زمین می گذارند و خواب چشمانشان را می رباید، گویی در آرامش ابدی فرو رفته اند. یا به تعبیری دیگر سرخوشانه تعطیلات تاریخی شان را شادمانه می گذارند. 

3- کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم. 

ترس از شک وپرسش در ما ریشه دوانده است. چنین می اندیشیم که شک می تواند ایمانمان را برباید. ما نمی پرسیم و طلب درونی نداریم زیرا آموزش ندیده ایم باورهای مان را با رویکردهای انتقادی بررسی کنیم. از پرسش فرار می کنیم زیرا می ترسیم پذیرش هر سئوالی مجموعه ی اعتقاداتمان را در هم ریزد و نظم سنتی و گذشته مان را از هم بپاشد. می ترسیم هندسی معرفتی و چهارچوب باورهای مان شکسته شود. ما از تغییرات هراسانیم به ویزه اگر با خواندن کتاب مجبور به تغییرات درونی شویم. مطالعه هم برای پاسخ یافتن است و هم شروع پرسش های جدید . 

4 - کتاب نمی خوانیم زیرا احساس می کنیم به قله های یقین رسیده ایم 

کسانی که به یقین معرفتی رسیده اند، محتاج جستجو و خواندن و مطالعه نیستند. به خورشید رسیدگان حقیقت و به یقین واصل شدگان معرفت – البته چیزی برای دانستن نمی یابند و سخن ناخوانده ای برای خواندن نمی بینند. روحیه ی حقیقت طلبی با احساس سیری معرفتی از دست می رود. در این میان، نگرش دینی نقش اسای بازی می کند. دیندارانی که معتقدند هر آن چه لازم بوده است توسط دین به آنها داده شده است و باقی همه علم نیست و بلکه "لاشه ی علم" است ، دروازه معرفتی شان را به روی دیگر علوم و معارف می بندند و به تاریک خانه ی ذهنشان و دارایی های خاک گرفته شان افتخار می کنند. آموختن برای رسیدن به یقین است و کسی که به خورشید حقیقت رسیده است و غبار از آسمان ذهنش رخت بر بسته است، نیاز و طلبی در خود احساس نمی کند. 

درون به آرامش رسیده راه به پرسش نخواهد داد. وقتی احساس می کنیم ، حقیقت مطلق، درتملک و تصاحب ما است. هنگامی که دچار همه چیزدانی شده ایم، هر اتفاقی که بیفتد گو بیفتد، کاخ (به ظاهر ) مستحکم اعتقادات و باورهای سخت ما تکان نمی خورد و بر او هیچ اثر نمی نهد. 

5- کتاب نمی خوانیم زیرا فکر می کنیم مسئله ی مبهمی وجود ندارد. 

پاسخ همه ی آن چیزهایی که می خواستیم بدانیم، اکنون می دانیم. پرسش های ما تماما به فرجام پاسخ رسیده اند و به این ترتیب محتاج کاوش عقلی و جستجوی معرفتی نیستیم. "دنیل کلاک و ریمون مارتین" نوشته اند:" در دوران کودکی یکپارچه سئوال بودیم و جهان ، شگفتی ما را بر می انگیخت. بعد که بزرگ شدیم، تمام کنجکاوی کودکانه مان را دور ریختیم و زندان پاسخ هایی گرفتار شدیم که پرسش های اساسی ما را سرکوب کرد. حالا دیگر این پرسش ها نمی تواند در ما انگیزه ای ایجاد کنند. ما پاسخ ها را یافتیم، اما در عوض راز را از دست داده ایم". زندانی پاسخ های کلیشه ای شدن و در بند چهارچوب های منجمد تاریخی گشتن، با ما کاری کرده است که " آگاهی" را به حاشیه ی بودن مان رانده ایم و راه های نفوذ پرسش را به اندیشه مان سد کرده ایم. پاسخ، مرگ تفکر است. مهر پایان زدن بر اندیشه و پژوهش های عقلانی است. یرای ما پاسخ مهمتر از پرسش است از این رو" خود را متقاعد می کنیم که دیدگاه ما ، تنها دریچه ی مطمئن به روی واقعیت راستین است". به این جهت است که "دگر اندیشی" ، اتهام و گناه نابخشودنی تلقی می شود، زیرا در مقابل پاسخ های عرفی و جاافتاده ای که همه عمر را با آنها سرکرده ایم، سرکشی می کند و آنها را به مبارزه می طلبد. 

6 - کتاب نمی خوانیم چون کتاب خواندن کار سختی است. 

مطالعه کاری است دشوار( برخلاف برداشت عمومی) . حروف در کنار هم قرار می گیرد تا واژه ساخته شود . سپس کلمه و آنگاه جمله. و... خواندن مستلزم صبر و شکیبایی در برابر جملاتی است که به راحتی تن به فهم شدن نمی دهند. تنبلی ذهنی و بی حوصله گی های ناشی از حجم کار و مشغله های کثیری که برای گذران زندگی روزمره ، بدان مشغولیم ، سبب می شود مطالعه را وقت گیر و حتی بیهوده تلقی کنیم. چشم های ما به حروف عادت ندارند. به راحتی ساعت ها و ساعت ها حرف می زنیم و فیلم می بینیم و در کنار یکدیگر تخمه می شکنیم، اما دقایقی مطالعه، ما را خسته می کند. مطالعه، کار دشواری است ،به ویژه برای فرهنگ ایرانی که هنوز در زمانه ی فرهنگ شفاهی به سر می برد. با کتاب بیگانه ایم اما با بیگانگانی که همه ی وقتمان را می ربایند در صلح و دوستی هستیم. جامعه ی ایرانی جامعه ی شفاهی است . برای آنان که تحمل تامل ،اندیشه ، تفکر و مطالعه ندارند ، خواندن چه عذاب آور است. 

7 - کتاب نمی خوانیم چون دچار تنبلی و بی حالی شده ایم . 

تنبلی تاریخی، ما را به " امتناع در اندیشه " کشانده است. ما دچار کرختی شده ایم. بی حالی و تن آسایی در همه ی منافذ زندگی ما جریان یافته است. تنبلی و راحت طلبی باعث شده است اقتصاد و سامان اجتماعی مان با انواع آسیب ها روبرو شود. کافی است میانگین کار سودمند ایران را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم تا این ادعا ثابت شود. وضع اداری و نظام بورکراسی بیمارگون، نشان می دهد که میزان کار مفید به شدت پایین است. جایی که سخت کوشی در افواه عمومی کار خوشایندی نیست. 

گفت بر خود گیر آسان کارها کز روی طبع 
سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش 

لابد همه ی ما زمان دانش آموزی و دانشجویی مان رابه یاد داریم ، و به یاد داریم کسانی را که درس خواندن را جدی می گرفتند و تمام سعی و تلاششان را در خواندن می گذاشتند، به چه القابی شناخته می شدند. 

8 - کتاب نمی خوانیم زیرا بیش از حد ساده انگاریم و ذهن بسیط داریم. 

"جنبش ساده سازی" امور چون خوره همه ی ساحت های زندگی فکری و عملی مان را از درون پوسانده است. فقط کافی است به سیاست ورزی ، دینداری و سایر عرصه های زندگی ایرانی، نظری بیفکنید. گویی در چشم ما ایرانیان همه چیز بیش از اندازه ساده شده است. سیاست به سخنرانی ، دینداری به ریش و شله و پیراهن سیاه و علم به برخی حفظیات تقلیل یافته است. ذهن بسیط، همه چیز را ساده می کند تا بتواند آن را فهم کند زیرا اساسا قادر به درک پیچیدگی ها نیست، از این رو است که از " اهل تحلیل" به تمسخر یاد می شود و روشنفکران به منزله ی برهم زنندگان نظم ساده ی زندگی و مزاحم هایی شناخته می شوند. آنان که خواب ها را می ربایند و تشویش و اضطراب را بر جان آدمی می نشانند؛ از این رو مستحق طعن و لعن و برخوردهای شدید هستند. یکی از متهمان اصلی بیان کننده ی پیچیدگی ها ، کتاب است. کتاب ، تفکر و اندیشه را به کشمکش و آشوب می کشاند و جهان ساده شده را پیچیده می کند. کتاب، آموخته ها و دارایی های ذهنی را به جدال و پیکار می کشاند.
 
9- کتاب نمی خوانیم زیرا هیچ چیز برای ما جدی نیست. 

"جنبش غیر جدی سازی" نیز به نحو تاریخی بنیان سست اندیشی های ما را فراهم کرده است. گویی در این دنیا هیچ چیز آن قدر جدی نیست که بخاطر آن خود را به تعب و سختی بیفکنیم. جهانی غیر جدی که باید بر لب جوی آن بنشینیم و گذر عمر را ببینیم. زیرا جهان سخت گیرد بر کسانی که زندگی را سخت می گیرند. این نیز بگذرد، پس خوش باش و دم غنیمیت شمار . روحیه ی غیر جدی گرفتن امور ، زهرتلخ و کشنده ای بود که صوفیان بر دهان فرهنگ ایرانی چکاندند و آن را چنان مسموم کردند که دیگر هیچش چاره نیست. نشانه ای از این واضح تر که جدی ترین مسایل و حتی مقدس ترین باورهای مان را به مسلخ شوخی و لودگی می کشانیم. و معلوم است که امور غیر جدی سزاوار پرسش و تحقیق نیستند و تفکر و تعمق در مسایل غیر جدی روا نیست. 

کتاب هنگامی بر صدر می نشیند و قدر می بیند که همه چیز به قدر کافی جدی قلمداد شود. آن چنان جدی که ذهن را به تامل و پرسش وا دارد و تفکر را به فهمش فراخواند. کتاب از آن فرهنگی است که برخوردی فعال و کاملا جدی با جهان دارد و خود را نیازمند شناخت آن می داند. 

10- کتاب نمی خوانیم زیرا به تدریج ،پیمانه ی معرفتی مان ظرفیت خود را از دست داده است. 

پیمانه ی معرفتی ما چندان کوچک شده است که با خواندن چند سطر از یک کتاب، احساس می کنیم مملو از علم شده ایم، می پنداریم قله های علم را فتح کرده ایم. با نوشیدن یک جرعه می، بد مستی می کنیم و به اندک شرری جانمان را می سوزانیم. نقل می کنند طلبه ای تازه وارد به حوزه ی علمیه ، پس از چند ماه تلاش، صرف افعال را حفظ کرده بود. روزی جلوی آیینه ایستاده بود و می خواند: ضرب، ضربا، ضربوا..... سپس با حالت اعجاب برانگیر و بهت آور به خود اشاره می نمود و زمزمه می کرد : یک سینه و این همه علم؟ 

11- کتاب نمی خوانیم زیرا به تناقضات درونی مان آگاه نیستیم. 

به تناقضات درونی مان آگاه نیستیم و یا حل این تعارضات برای ما اهمیتی ندارد. هر یک از ما اگر لحظه ای به خود بیندیشیم خواهیم دید که سرزمین باورها و اعتقاداتمان مملو از تناقضات و ناسازگاری هاست. پاره هایی از باورها با پاره های دیگر نمی خوانند و هم دیگر را طرد و نفی می کنند . اما ما به همه ی آنها هم چنان پایبندیم و گاه حاضریم حتی جان خود و جان دیگران را در پای این تناقضات، قربانی کنیم. عموما نمی دانیم چرا واجد باورهای ناسازگار هستیم و به این جهت است که فاقد تکاپوی لازم معرفتی برای بسامان کردن ناسازه ها درونی مان هستیم. کتاب نمی خوانیم زیرا می ترسیم با کنار زدن رویه به ظاهر آرام اعتقاداتمان، گندآبها و ناسازگاری ها و آشوب های زیرین و پنهان شده، عیان شود و به سطح آگاهی کشانده شوند.
 
12- کتاب نمی خوانیم زیرا ملتی توده وار هستیم . 

مشی و مرام ملت توده وار، پیروی و تبعیت و تقلید از دیگران است. از این رو کمتر می شود مسئولیت باورها و پنداشت های مان را بر دوش بگیریم. مسئولیت گریزی (و به تعبیر اریک فروم)، گریز از آزادی، نشانه ی روشن جامعه ی توده وار است. انسان توده وار از خود می گریزد ، فردیتش را قربانی می کند تا امنیت به دست آورد. انسان توده وار عقلانیت خویش را فرو می نهد و (به تعبیر اریک هوفر) مرید راستین رهبرانش می شود. مسلم است که برای پیروی و تقلید، نیازی به تامل، تفکر، اندیشه، خردورزی و جستجوهای عقلانی نیست. و درست برعکس، این دسته از فعالیت های خردورزانه مخل پیروی و مریدی است. کتاب، آدمی را از پیروی باز می دارد و اندیشه ی انتقادی را بر جای آن می نشاند. انسان توده وار از کتاب گریزان است زیرا او را به اندیشه و ارزیابی فرا می خواند. پذیرش کتاب، به معنای پایان یافتن دنباله روی توده ها از رهبران است. کتاب، مسئولیت فهمیدن را به شخص خواننده کتاب وا می نهد. در حالی که پیش از این ، ادراک و فهم خویش را به دیگری واگذار کرده بود. نتیجه آن که کتاب، پیش نیاز آزادی است . ملتی که با کتاب قهر باشند گریز و گزیری از اسارت ندارند.
 
13- و بالاخره کتاب نمی خوانیم زیرا ارزش دانایی و آگاهی را نمی دانیم. 

کتاب نمی خوانیم زیرا دانایی و آگاهی را کالایی فانتزی و غیر ضرور می دانیم. کمی توجه به مناسبات اجتماعی ، این نکته را یادآوری می کند که عنصر دانایی مولفه ی قدرتمندی محسوب نمی شود. گویی برای تنظیم روابط و مناسبات و حل منازعات ، به اندک دانایی قناعت کرده ایم و به کاربرد آن در زندگی باور نداریم. 

شاید هم زندگی را آن گونه سامان داده ایم که دیگر نیازی به دانایی و آگاهی نداریم.

تعداد بازدید از این مطلب: 177


اینجا وبلاگ کتابخانه ی عمومی پروین اعتصامی شهر ایلام - وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور - هستش. از این به بعد همه خبرهای مربوط به کتابخانه رو می تونید تو این وبلاگ بخونید و دنبال کنید. واسه این که به کتابخانه ما سر بزنید بیاید خیابان پاسداران، پارک کودک، می تونید با شماره 08433338520 هم تماس بگیرید. منتظر حضور شما تو کتابخانه ی خودتون هستیم. شرایط عضویت یک قطعه عکس 3*4 کپی کارت ملی مبلغ 20هزارتومان جهت عضویت

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران