<
نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395
نظرات 0

 

مردی نابینا زیر درختی بر سر دو راهی نشسته بود!
پادشاهی نزد او آمد، از اسب پیاده شد و ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟»
پس از او  وزیر  پادشاه نزد مرد نابینا رسید و بدون ادای احترام گفت:‌ آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟‌
سپس سربازی  نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟؟؟
هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد. مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید: به چه می خندی؟
نابینا پاسخ داد: اولین مردی که از من سوال کرد، پادشاه بود. مرد دوم  وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید: چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟ نابینا پاسخ داد: فرق است میان آنها، پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد.
طرز رفتار. هر کس نشانه شخصیت اوست
نه سفیدی بیانگر زیبایی است
و نه سیاهی نشانه زشتی
شرافت انسان به اخلاقش است...

 


تعداد بازدید از این مطلب: 13


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


اینجا وبلاگ کتابخانه ی عمومی پروین اعتصامی شهر ایلام - وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور - هستش. از این به بعد همه خبرهای مربوط به کتابخانه رو می تونید تو این وبلاگ بخونید و دنبال کنید. واسه این که به کتابخانه ما سر بزنید بیاید خیابان پاسداران، پارک کودک، می تونید با شماره 08433338520 هم تماس بگیرید. منتظر حضور شما تو کتابخانه ی خودتون هستیم. شرایط عضویت یک قطعه عکس 3*4 کپی کارت ملی مبلغ 20هزارتومان جهت عضویت

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران