<
نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : دوشنبه 08 شهریور 1395
نظرات 0

 

 

شهید محمد علی رجایی در سال1312 ش در قزوین متولد شد . پدرش پیشه ور و مغازه دار بازار بود . تحصیلات خود را در همان شهر به پایان رساند و راهی تهران شد. مدتی در مدارس کشور به تدریس پرداخت و پس از دریافت مدرک فوق لیسانس آمار ، در مدرسه کمال تهران تدریس کرد مدتها در زندان رژیم پهلوی به سر برد تا در سال 1357 آزاد شد . در کابینه آیت الله مهدوی کنی در سال 1358 ،به وزارت آموزش و پرورش منصوب شد و پس از آن به نخست وزیری رسید . پس از چندی نیز ریاست جمهوری را عهده دار شد . سر انجام در هشتم شهریور سال 1360 همراه با شهید باهنر در انفجار بمب توسط منافقین به شهادت رسید.  

نام کتاب : شهید محمد علی رجایی 
نوشته : محمود جوانبخت 
انتشارات : مدرسه 
تاریخ نشر: 1378 

در این کتاب می خوانید : سال شمار زندگی ؛ زندگی نامه ، به دنبال سرنخ ، پا به پای او، آرزوی دیرینه ،از وزارت آموزش و پرورش تا ریاست جمهوری ، همچون مردم ، انفجار

 این کتاب درمخزن کتابخانه عمومی پروین اعتصامی موجود است و میتوانید آن را به امانت ببرید.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 167


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : دوشنبه 08 شهریور 1395
نظرات 0

یکی از اعضای فعال و خیر کتابخانه عمومی پروین اعتصامی ایلام، تعدادی عروسک برای تزیین بخش کودک و استفاده کودکان، به این کتابخانه اهدا کرد.

تعداد بازدید از این مطلب: 168


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : سه‌شنبه 02 شهریور 1395
نظرات 0

جمع خوانی کتاب دشت بان از سری کتابهای برگزیده شهریور ماه با حضور تعدادی از اعضا صورت پذیرفت.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 155


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : سه‌شنبه 02 شهریور 1395
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 221


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : دوشنبه 01 شهریور 1395
نظرات 0

معرفی کتابهای طرح کتابخوان شهریورماه به صورت خلاصه های از کتابهای منتخب و نصب آن در محیط کتابخانه

این حرکت، گامی بود برای آنهایی که شاید زمان و انگیزه کافی برای مطالعه تمامی کتاب را ندارند تا بدین واسطه با کلیت پیام کتاب و نکات ارزنده اش آشنا شوند.

    

تعداد بازدید از این مطلب: 221


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : دوشنبه 01 شهریور 1395
نظرات 0

عضو محترم کتابخانه عمومی پروین اعتصامی  به منظور شاداب سازی بخش کودک و راه پله سالن مطالعه 30متر موکت به این کتابخانه اهدا نموده است.

تشکر و سپاس فراوان  از این عضو محترم بخاطر این کار ارزشمندشون.

تعداد بازدید از این مطلب: 170


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : دوشنبه 01 شهریور 1395
نظرات 0

هفته دولت و یاد و خاطره ی شهیدان رجایی و باهنر گرامی باد.

 کتابخانه عمومی پروین اعتصامی 

تعداد بازدید از این مطلب: 164


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1395
نظرات 0

خلاصه‌ای از معرفی کتاب‌های کتاب‌خوان شهریور‌ماه 1395 به شرح زیر است:

امیرگل‌ها؛ نوشته حسین سیدی؛ انتشارات دفتر نشر معارف؛ تعداد صحفات: 247

امیر گل‌ها جلد دوم از مجموعه چهارده جلدی سیره کاربردی چهارده معصوم علیهم السلام است که جلد اول آن با نام هم نام گل‌های بهاری برنده جایزه کتاب سال حوزه شد و این کتاب نیز کاندیدای کتاب سال ولایت. در این مجموعه سعی می‌شود مسائل مختلف زندگی از دیدگاه اهل بیت بیان شود و هدف این مجموعه پاسخ به این سؤال است که در روزگار امروز و برای انسان قرن بیست و یکم، اهل بیت چگونه می‌توانند الگو باشند و چگونه سبک زندگی ایشان می‌تواند در آشفته بازار زندگی مدرن راهگشای ما باشد.

 

جانستان کابلستان؛ نوشته رضا امیرخانی؛ نشر افق؛ تعداد صفحات: 348

رضا امیرخانی در سال 88 سفری چند روزه به افغانستان داشت که حاصل این اتفاق یک سفرنامه با نام "جانستان کابلستان" شده است. این سفر که یک مسافرت شخصی و برای ملاقات با چند دوست افغان و دیدار از شهرهای مهم این کشور بود با ماجراهای غیرمنتظره و جالبی برای این نویسنده همراه شد که این ماجراها گاهی هیجان انگیز است، گاهی طنزآلود و گاهی هم به آشکار شدن حقایق دردناکی می‌انجامد.

دشت‌بان؛ نوشته احمد دهقان؛ انتشارات کتاب نیستان؛ تعداد صفحات: 243

دشت‌بان ماجرای یک خانواده روستایی در جنگ است؛ خانواده‌ای که پدر و پدربزرگ در آن دشت‌بان بوده‌اند و در کنار رود الوند نزدیک قصرشیرین زندگی می‌کردند؛ اما جنگ به آن‌ها هجوم می‌آوَرَد و مجبور به فرار می‌شوند و در طول این فرار و ترک دیار، حوادثی پیش می‌آید که باعث می‌شود تا آن‌ها به یک دره و غار پناه ببرند، مدتی آن‌جا می‌مانند و پس از پشت سر گذاشتن حوادثی داستان در اواسط فصل زمستان پایان می‌یابد. راوی این کتاب مثل داستان‌های قبلی دهقان، «ناصر» نام دارد که اتفاقات را در 16 فصل روایت می‌کند.

 

فصل پنجم: سکوت؛ نوشته محمدرضا بایرامی؛ انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تعداد صفحات:172

این داستان در قالب پنج فصل برای مخاطبان گروه‌های سنی «د» و «هـ» نوشته شده است.

نویسنده می‌کوشد تا مراحل زندگی یک جوان 17 ساله را از قبل از انقلاب تا پیروزی انقلاب را به تصویر بکشد.

از فصل آغازین خواننده در می‌یابد که قهرمان داستان، نوجوانی است که در محلة جنوبی تهران یعنی نازی‌آباد به مدرسه می‌رود. اوضاع مالی خانواده مساعد نیست. پدر راننده کامیون است و جوان قصه ناچار است بعد از مدرسه کار کند. از فروش توت تا بستنی یخی. گاهی نیز او حتی پول ندارد که یک ساندویچ کامل بخرد. به سینما علاقه مند است و ...

فصل دوم: وقتی در کوچه قدم می‌‌زد، ساواک او را می‌گیرد و او گمان می‌کند که به جرم همکاری با امیر در سرقت است و ...
فصل سوم: خانوادة آقای صدری که دختری به نام فرشته دارند و خیلی اهل مطالعه هستند، یکی از خانه‌های محله را اجاره می‌کنند. روزی جوان داستان فرشته را تعقیب می‌کند ...
فصل چهارم: او متوجه می‌شود که بازجویی به خاطر تظاهرات مردمی بر علیه رژیم است ...
فصل پنجم: او تازه متوجه می‌شود که علت بازداشت، خانوادة صدری است و او باید ...

 

تعداد بازدید از این مطلب: 113


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395
نظرات 0

 

مردی نابینا زیر درختی بر سر دو راهی نشسته بود!
پادشاهی نزد او آمد، از اسب پیاده شد و ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟»
پس از او  وزیر  پادشاه نزد مرد نابینا رسید و بدون ادای احترام گفت:‌ آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟‌
سپس سربازی  نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟؟؟
هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد. مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید: به چه می خندی؟
نابینا پاسخ داد: اولین مردی که از من سوال کرد، پادشاه بود. مرد دوم  وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید: چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟ نابینا پاسخ داد: فرق است میان آنها، پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد.
طرز رفتار. هر کس نشانه شخصیت اوست
نه سفیدی بیانگر زیبایی است
و نه سیاهی نشانه زشتی
شرافت انسان به اخلاقش است...

 

تعداد بازدید از این مطلب: 13


نویسنده : parvinetesamiilam
تاریخ : پنج‌شنبه 28 مرداد 1395
نظرات 0

در یکی از شب های سرد زمستان، یک نفر با مرد فقیری برخورد کرد، مرد فقیر به سوی او دست دراز کردو صدقه خواست.
ولی آن شخص بعد از کمی جستجو در جیب هایش پولی نیافت.
فقیر همچنان خیره به او بود و انتظار می کشید و خوشحال از اینکه قرار است به او کمک شود.
آن شخص ناراحت و پریشان شد از اینکه پولی نیافته تا به او کمک کند،
در همین حال دستان سرما زده مرد فقیر را گرفت و رو به او گفت: " برادر عزیزم پولی ندارم که به تو کمک کنم، مرا ببخش "
فقیر در حالی که به او خیره شده بود، بغض کرد و گفت:
" تو بزرگترین هدیه را به من داده ای، تو مرا برادر خطاب کردی و این از همه چیز برای من با ارزشتر است "

تعداد بازدید از این مطلب: 135


اینجا وبلاگ کتابخانه ی عمومی پروین اعتصامی شهر ایلام - وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور - هستش. از این به بعد همه خبرهای مربوط به کتابخانه رو می تونید تو این وبلاگ بخونید و دنبال کنید. واسه این که به کتابخانه ما سر بزنید بیاید خیابان پاسداران، پارک کودک، می تونید با شماره 08433338520 هم تماس بگیرید. منتظر حضور شما تو کتابخانه ی خودتون هستیم. شرایط عضویت یک قطعه عکس 3*4 کپی کارت ملی مبلغ 20هزارتومان جهت عضویت

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران